دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

10

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

طبقات فرودست جامعه بودند ، ندارد . با اينكه شيخ صفى به زهد و تقوا شهره بود ، ولى صفات ديگرى را از خود بروز مىداد كه در اكثر مواقع تطابقى با زهد و عزلت‌گزينى نداشت : يعنى اتكاء به نفس ، تهور ، مال‌اندوزى ، و مجاهده . شيخ صفى به گونه شخصيتى متناقض تصوير شده كه در آن صفات مردى صاحب كرامت و باخدا ، با سياستمدارى هوشيار و صاحب عمل و سوداگرى زيرك درهم تنيده شده است . شيخ او ، تاج الدين ابراهيم گيلانى ، معروف به شيخ زاهد ( متولد 615 / 1218 و متوفى 700 / 1301 ) « 1 » يكى از شخصيتهاى آشناى تاريخ طريقتهاى مذهبى اسلام است و گفته شده كه وى در همان ديدار نخست با شيخ صفى پى به استعداد خارق العاده او برده و حتى طبق افسانه‌اى او را يكى از فاتحان مقتدر جهان قلمداد كرده است . بهر تقدير ، شيخ زاهد يكى از دختران خود را به عقد نكاح شيخ صفى درآورد و او را به خلافت و جانشينى خويش برگماشت . شيخ صفى در حوالى سال 699 / 1300 شايد هم در زمانى كه شيخ و پير روحانى او زنده بود ، طريقت خويش ، صفويه ، را در اردبيل پىافكند . او هرگز جهانى را نگشود ولى پيشگوئيهاى شيخ زاهد در مورد ديگر خصوصيات او به ثبوت رسيد . او در مقام مرشد اعظم طريقت خويش و يكى از شيوخى كه در آن روزگاران قدرتى همچون قدرت رهبران سياسى داشتند ، به موفقيت و كاميابى خارق العاده‌اى دست يافت . اگر به خطا نرفته باشيم ، خانقاه او پايگاهى براى نهضت مذهبى توده مردم شد . او با حكام زمانه باب دوستى گشود و اعتبارى عظيم در نزد آنها حاصل كرد ؛ ترديدى نيست كه عامل تعيين‌كننده در رفتار آنان ، ميزان پيروان و نفوذ او در بين مردم بود . شيخ صفى حامى و هوادار فقرا و ضعفا بود و زاويه‌اش در اردبيل پناهگاه و مأمن محرومان و مظلومان شد . در تحليل نهايى ، شيخ صفى اين محبوبيت خود را نه فقط از راه قداست ، كرامت و مقامات حاصل كرده بود ، بلكه ، اقتدار سياسى و ثروت او هم كه در خلال زمان از هدايا و هبه‌هاى پيروان و حاميانش فراهم آمده بود ، بسيار كارساز بود . گفته‌شده كه شبكه خلفا و مريدان وى از سيحون و جيحون تا خليج فارس و از قفقاز تا مصر گسترده بود . حتى گفته‌شده كه يكى از خلفاى وى در سيلان به مقام والايى رسيده است « 2 » . پيوند دين و دولت در اسلام كه در تاريخ دوره خود پيامبر اسلام هم ديده مىشود ، از ويژگيهاى حكومت صفويان بود كه نشانه‌هاى آن را حتى مىتوان در زندگى بانى اين سلسله هم مشاهده كرد . با اينكه شيخ صفى چندان با حكومت دنيوى سروكار نداشت ، امّا عارى از نفوذ

--> ( 1 ) - مينورسكى ، « فرمانى از دوره مغول به سال 720 / 1320 » . ( 2 ) - گلاسن ، Die Fruhen Safawiden ، صفحهء 43 ، 130 .